نجم الدين ابو الرجاء قمى

63

تاريخ الوزراء ( فارسى )

كار مىديد ، و باوجود او زمام كار كلى به دست نتوانست آورد ، به قصد او برخاست و نياسود ، تا بازار او بشكست ، و مسمار فنا ، بر در بقاى او زد . همچنان بود كه گفته‌اند شعر : لا يجتمع فحلان فى هجمة ، الا قتل احدهما صاحبه . دو شمشير در يك غلاف نتواند بودن اضطراب باز درگاه صفى الدين افتاد ، او با مجد الدين و كمال ثابت بد شده بود ، و پالان مركوب به گردن آورده كمال ثابت را گفت : تو مشرفى ، دفتر جامگيات به من تعلق دارد به علاوه اشراف نتوان داشتن . و مجد الدين ابو طالب را گفت : نايب من آن‌كس باشد كه مرا ماند ، به تركى در خانهء من فرونشايد آمدن . رضى الدين ابو سعد را كه صانع‌تر و عالم‌تر از وى در عراق كس نبود ، از دفتر روزنامه معزول كرد . مجد الدين ابو طالب را نيابت ديوان ( 57 ر ) استيفا شغل قديم بود . در آن مدتها اغبايى نرفته ، جز روزى چند در عهد سلطان طغرل ، كه نيابت ديوان استيفا به علاء الدين خشاب خراسانى مفوض بود ، و مجد الدين با آنكه در راه صنعت ، رونده‌تر از ماه بود ، حكم پادشاه را گردن نرم داشت ، و به استيفاى وزير شرف الدين على بن رجا قناعت كرد . نايبى را در اين كار نصب فرمود ، و عز الدين قراجهء اصفهانى نايب وزير بود ، به حكم همشهرى او را تيمار مىداشت . مجد الدين در اين حال از جملهء منظوران روزگار بود . صفى الدين اوحد ، چون اين جماعت را معزول كرد ، نيابت ديوان استيفاء به اميرهء بن دارا قمى داد ، و دفتر جامگى به ابو ابراهيم ترسا همدانى ، و دفتر روزنامه به كريم الدين ابو مسلم همدانى . در ترشيح كار اين هر سه ، يد بيضا نمود . اميره معرفتى زيادت نداشت ، اما نيكو نوشتى . از ميان همه كريم الدين ابو مسلم عالمتر و صانع‌تر بود ؛ نادرهء روزگار و ( 57 پ )